docket
معنی فارسی
دفترثبت دعواهاي حقوقي رسيدگمرکي
معنی کامل و مثالها
/däk´it/n., vt.
● (حقوق) خلاصه (به ویژه خلاصهی پروندهی قضایی یا جریان دادگاه)، کوتهوار (قضایی)
● (حقوق - امریکا - فهرست دعاوی که باید مورد رسیدگی دادگاه قرار گیرد) برنامهی دادگاه
● (به طور اعم) برنامه، دستور (جلسه و غیره)، فهرست کارهایی که باید انجام شود
● (برچسبی که محتویات محموله یا بسته و غیره را ذکر میکند) برچسب، فهرست محتویات، خلاصهی مطالب
● پته، رسید
● در فهرست (یا خلاصهی پرونده وغیره) وارد کردن، در دستور دادگاه قرار دادن، ثبت کردن (در دفتر)
● در برچسب (یا فهرست محتویات) نوشتن، بلیط صادر کردن
the packages have been sorted out and docketed
بستهها دستهبندی و برچسب نویسی شده است.
تعریف انگلیسی
- (law) the calendar of a court; the list of cases to be tried or a summary of the court's activities
- a temporally organized plan for matters to be attended to
- place on the docket for legal action “Only 5 of the 120 cases docketed were tried” “Somebody ----s something”
- make a summary or abstract of a legal document and inscribe it in a list “Somebody ----s something”