dodder (1)
معنی کامل و مثالها
/däd´ǝr/vi.
● (به ویژه در اثر پیری) لرزیدن، رعشه داشتن
the old woman doddered down the stairs
پیرزن لرزان و لنگان از پلهها پایین رفت.
● شل و ول بودن، تلوتلو خوردن، بلخشیدن (totter هم میگویند)
/däd´ǝr/vi.
● (به ویژه در اثر پیری) لرزیدن، رعشه داشتن
the old woman doddered down the stairs
پیرزن لرزان و لنگان از پلهها پایین رفت.
● شل و ول بودن، تلوتلو خوردن، بلخشیدن (totter هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن