dogrobber معنی فارسی گماشته مستخدم معنی کامل و مثالها /dôg´räb´ǝr/n.● (ارتش امریکا - خودمانی) گماشته، مستخدم واژههای دیگر با معنی «گماشته» lockman گماشته، بند يا سد رودخانه، بند بان man of business وکيل گماشته bureaucreat گماشته اداري، ماموردولتي emissaries گماشته نهاني، مامورمخفي emissary گماشته نهاني، مامورمخفي committee انجمن گماشته، هيئت committeeman انجمن گماشته، هيئت committeewoman انجمن گماشته، هيئت appointee (شخص) گماشته يا منصوب batman گماشته اسب بارکش دراردو