دیکشنری فارسی

dogy

معنی کامل و مثال‌ها

/dō´gē/n., pl.

● رجوع شود به: dogie

تعریف انگلیسی

noun
  1. motherless calf in a range herd of cattle

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن