دیکشنری فارسی

dolorous

UKdɔlərəs

معنی فارسی

اندوهگين غمگين

معنی کامل و مثال‌ها

/dō´lǝr ǝs, däl´ǝr-/adj.

اندوهگین، اندوه زده، غم‌زده

ماتم‌انگیز، سوگ‌انگیز

dolorous ballads of death and violence

ترانه‌های ماتم‌انگیز درباره‌ی مرگ و خشونت

(قدیمی) دردناک

مترادف‌ها

adjective
1. Dismal, gloomy, cheerless, dark, dolesome.
2. Sorrowful, sad, piteous, rueful, woful, lugubrious, mournful, doleful, dolesome.

واژه‌های دیگر با معنی «اندوهگين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن