domestic animals معنی فارسی حيوانات اهلي. واژههای دیگر با معنی «حيوانات اهلي.» privilegium قانون عطف به ما سبق شونده، حق تقدم در شکار حيوانات اهلي zootechnics روش تربيت و رام کردن جانوران، فن اهلي کردن جانوران و حيوانات وحشي. zootechny روش تربيت و رام کردن جانوران، فن اهلي کردن جانوران و حيوانات وحشي. zootechnician کارشناس تربيت حيوانات، کارشناس اهلي کردن جانوران.