دیکشنری فارسی

domino

US'dɔmə'nəu

معنی فارسی

(پوشنده) رداي باشلق داريانقاب داردر رقص

مسخره

معنی کامل و مثال‌ها

/däm´ǝ nō´/n., pl.

● روپوش گشاد و کلاهدار (که با ماسک در بالماسکه‌ها و غیره می‌پوشند)، باشلق نقابدار

● (ماسک سیاه که فقط بخش فوقانی چهره را می‌پوشاند) نیم‌نقاب، رخپوش کوچک، روبند

● کسی که این رخپوش و روپوش را بپوشد

● مهره یا تخته‌ی دومینو (که روی یک پهنه‌ی آن از یک تا شش نقطه حک شده است)

● (جمع با فعل مفرد) بازی دومینو

* domino effect

تالی فاسد، اثر دومینو

تعریف انگلیسی

noun
  1. a loose hooded cloak worn with a half mask as part of a masquerade costume
  2. a mask covering the upper part of the face but with holes for the eyes
  3. a small rectangular block used in playing the game of dominoes; the face of each block has two equal areas that can bear 0 to 6 dots
noun
  1. United States rhythm and blues pianist and singer and composer (born in 1928)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن