doorbell معنی فارسی زنگ در معنی کامل و مثالها /dôr´bel´/n.● زنگ درto ring the doorbellزنگ در را زدن واژههای دیگر با معنی «زنگ در» sensitive to corrosion حساس در برابر زنگ زدگي، حساس در برابر خوردگي corrosion fatigue استهلاک در اثر زنگ زدگي resistance to corrosion مقاوم در برابر زنگ زدگي rust protection حفاظت در برابر زنگ زدگي barff's precess حفاظت آهن در مقابل زنگ زدن بوسيله، اکسيده کردن corrosion resistant مقاومت در برابر خوردگي و زنگ زدگي age hardenable عمل آوردني، ثبات در برابر زنگ زدگي two tongued زبان، زبانه (در زنگ و ني و آتش)، زير چاکي bell lap آخرين دور مسابقه، زنگ آخرين دور مسابقه دوچرخه سواري، صداي زنگ در آخرين دور دو lutine bell زنگ کشتي لوتين، زنگ که از کشتي قديمي، لوتين برداشته شده و در دفتر شرکت بيمه