doping UKdoupiŋ معنی فارسی تغليظ ناخالص سازي. واژههای دیگر با معنی «تغليظ» unthickened تغليظ نشده، سيال gasoline gels سوخت تغليظ شده، بنزين تغليظ شده peptized fuel سوخت تغليظ شده deconcentrate از حالت تغليظ خارج کردن. pyrocondensation تغليظ يا تکاثف شيميايي بوسيله حرارت. dopant ماده اي که در فرآيند تغليظ اضافه مي شود، رجوع کنيد به: doping maple syrup شربتي که از تغليظ انواع افرا تهيه ميشود، عصاره يا شيره افرا. thickened fuel سوخت جامد، سوخت تغليظ شده condensed فشرده، خلا صه شده، تغليظ شده concenter متمرکز کردن، تمرکز دادن، تغليظ کردن