دیکشنری فارسی

dormouse

UKdɔːmaus US'dɔ:'maus

معنی فارسی

موش زمستان خواب

معنی کامل و مثال‌ها

/-mīs´/n., pl.

● (جانورشناسی) موش زمستانخواب (تیره‌ی Gliridae - از جوندگان درخت‌زی و کوچک)

تعریف انگلیسی

noun
  1. small furry-tailed squirrel-like Old World rodent that becomes torpid in cold weather

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن