dorp معنی فارسی دهکده قصبه شهر. معنی کامل و مثالها /dôrp/n.● (مهجور) دهکده، ده واژههای دیگر با معنی «دهکده» krahl دهکده، دهي که کلبه هاي حصارداردارد (درافريقاي، جنوبي) hamlet دهکده، دهي که کليسادران نباشد kampong دهکده village green ميدان دهکده Karnak دهکده ي کارنک villatic مربوط به دهکده، روستايي، دهاتي. Borodino دهکده ي بررودينو pueblo دهکده سرخ پوستان.، سرخپوست دهکده نشين، دهکده kraal دهکده ي سياه پوستان، جايگاه نرده دار گاو و گوسفند، حصار clachan دهکده کوچک کوهستاني.