dorsal (1)
معنی کامل و مثالها
/dôr´sǝl/adj.
● پشتی (در مقابل شکمی: ventral)، پسین، عقبی، ظهری، خلفی
dorsal fin
(ماهیان) بالهی پشتی
dorsal vein
سیاهرگ پشتی
● (گیاهشناسی) دور از محور، وراآسه، هم ورآسهای (abaxial هم میگویند)
● سینهای (thoracic هم میگویند)
● (زبانشناسی) پسزبانی