دیکشنری فارسی

dosage

UKdousidʒ US'dəusədʒ

معنی فارسی

تعيين مقداردوا ترتيب دوادادن مقداردواياشربت

معنی کامل و مثال‌ها

/dōs´ij/n.

● (به ویژه در مورد دارو) مقدار خوراک، پیمایش، میزان (تجویز شده)

the prescribed dosage is one teaspoon every hour

میزان تجویز شده، یک قاشق چای خوری در هر ساعت است.

● پیمانه‌بندی، تعیین میزان دارو

تعریف انگلیسی

noun
  1. the quantity of an active agent (substance or radiation) taken in or absorbed at any one time
  2. a measured portion of medicine taken at any one time

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن