دیکشنری فارسی

dost

USdɔst

معنی فارسی

نمودن کردن گذرانيدن بسراوردن بپايان رسانيدن تمام کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/dust/

(قدیمی) دوم شخص مفرد در زمان حال فعل: do (با: thou به کار می‌رود)

واژه‌های دیگر با معنی «نمودن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن