دیکشنری فارسی

double-cross

معنی کامل و مثال‌ها

/-krôs´/vt., n.

● نارو زدن، دو دوزه بازی کردن، دو رویی کردن

he is a man who even double-crossed his own brother

او مردی است که حتی به برادر خودش نارو زد.

● نارو، دورویی، عهد شکنی، خیانت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن