double-edged
معنی فارسی
دودم دوپهلو دولبه
معنی کامل و مثالها
/-ejd´/adj.
● (شمشیر و غیره) دو دم، دو تیغه، دولبه
a double-edged sword
شمشیر دو دم
● دو پهلو (قابل به کار بردن برله یا علیه چیزی)، کنایهآمیز، رندانه
she made double-edged remarks about my cooking
او دربارهی آشپزی من حرفهای دوپهلویی زد.
● (بدرد دو کار خور) دو کاره، دو هدفی، دوگانه، دو منظوره
fighter-bombers have double-edged missions
جنگندههای بمبافکن ماموریت دومنظوره دارند.
تعریف انگلیسی
adjective
- capable of being interpreted in two usually contradictory ways “double-edged praise”