doublet
UKdʌblet
معنی فارسی
جواهربدل گوهربدل يکجورلباس مردانه چسبان قرينه
معنی کامل و مثالها
/dub´lit/n.
● (جامهی مردانهی قدیم) نیمتنهی بیآستین، کلیچه
● (هریک از دو بخش یک جفت) تا، لنگه، قرینه
● (معمولا جمع - در بازی نرد و غیره) جفت
I had doublets!
من جفت آوردم!
● (جواهرسازی) سنگ دوتایی (سنگی که از به هم چسباندن دو سنگ درست شده است)
● جفت، دوتا، دولنگه
● (زبانشناسی) صورت دوگانه، لنگه واژه (هریک از دو واژهای که از دو مسیر جداگانه از منبع واحدی ناشی شده باشند مانند: royal و regal یا skirt و -7 (shirt(رادیو) آنتن دوشاخه
تعریف انگلیسی
noun
- a man's close-fitting jacket; worn during the Renaissance
مترادفها
noun
1. Body garment, jacket, jerkin.
2. One of a pair.