doughface
معنی فارسی
داراي صورتي مانند خمير، گوشت الود،
تلقين پذير.
معنی کامل و مثالها
/-fās´/n.
● (جنگهای داخلی امریکا) اهل ایالات شمالی که از ایالات جنوبی طرفداری میکرد
مترادفها
noun
[U. S.] Pliable politician, nose of wax.
داراي صورتي مانند خمير، گوشت الود،
تلقين پذير.
/-fās´/n.
● (جنگهای داخلی امریکا) اهل ایالات شمالی که از ایالات جنوبی طرفداری میکرد
noun
[U. S.] Pliable politician, nose of wax.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن