douse (1)
معنی کامل و مثالها
/dous/vt.
● (در اصل) محکم زدن، کوفتن
● (کشتیرانی) به سرعت (بادبانها را) پایین آوردن
to douse a sail
بادبان را پایین کشیدن
to douse a mast
دکل کشتی را پایین آوردن
● (عامیانه) کندن (کفش و لباس)
● (آتش یا چراغ) به سرعت خاموش کردن
when the officer came, the boys doused the fire and pretended to be asleep
هنگامی که افسر سررسید پسرها آتش را به سرعت خاموش کردند و خود را به خواب زدند.