dovers powder معنی فارسی گرد دور پودردوور واژههای دیگر با معنی «گرد دور» about درباره، گرداگرد، پيرامون around گرداگرد، دور، پيرامون begirding احاطه کردن، دور گرفتن، دوره کردن surround احاطه کردن، دور گرفتن، دوره کردن halfround gutter ناودان نيم گرد، ناودان دور تمام