dowel
UKdauəl
US'dauəl
معنی فارسی
ميخ بي پرچ (که دوچيزروي هم گذاشته را ازتکان
خوردن نگه ميدارد)
معنی کامل و مثالها
/dou´ǝl/n., vt.
● (میلهی چوبی یا فلزی بدون سر که برای وصل کردن دو چیز به کار میرود) زبانه، میخ چوبی، میخ بیپرچ، همبند
● با زبانه (یا همبند) وصل کردن
مترادفها
noun
Pin, tenon, peg, pinion.