دیکشنری فارسی

dower

UKdauər USdau

معنی فارسی

بخشي ازدارايي مردکه پس ازاوبراي همه عمربزنش

ميرسد

معنی کامل و مثال‌ها

/dou´ǝr/n.,vt.

(حقوق - بخشی از دارایی شوهر که پس از فوت او به زنش می‌رسد) میراث زوجه

جهیز، جهیزیه

استعداد

(با: with) دارای استعداد (یا موهبت) کردن

جهیزیه دادن به

تعریف انگلیسی

verb
  1. money or property brought by a woman to her husband at marriage
  2. a life estate to which a wife is entitled on the death of her husband “When she got married, she got dowered” “Verb Frames:” “Somebody ----s somebody” “Somebody ----s somebody with something (for: endow)”

مترادف‌ها

noun
1. Endowment, gift.
2. Dowry.
3. (Law.) Widow's portion (of real estate).

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن