دیکشنری فارسی

down (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/doun/n.

● (پرهای نرم که زیر شاه‌پرهای پرنده می‌رویند) نرم پر، پرقو

a down pillow

متکای پرقو

● (مو یا پشم نرم) کرک

her legs were covered with a golden down

پاهای او از موهای نرم طلایی پوشیده شده بود.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن