downcome معنی فارسی افت سقوط زوال انحطاط ريزش پرتگاه واژههای دیگر با معنی «افت» slump افت، کاهش فاحش، تنزل فاحش chute افت، ريزش، شيب تند در رودخانه downfall افت، سقوط، ريزش drop-out افت، ترک کننده drop out افت، حذف شدن arrear پس افت، بدهي پس افتاده، دنباله line drop افت خط light loss افت نور، تلف نور، گمگشتگي نور head loss افت بار، افت فشار backlog پس افت.