دیکشنری فارسی

downswing

UKdaunswiŋ US'dauns'wıŋ

معنی فارسی

نوسان بطرف پايين ،

تنزل کارهاي تجارتي وغيره ، رکود بازار.

معنی کامل و مثال‌ها

/-swiŋ´/n.

● (در مورد زدن چوگان یا ضربه و غیره) ضربه از بالا به پایین، روند نزولی

● (بازرگانی و غیره) تمایل به کسادی

تعریف انگلیسی

noun
  1. a swing downward of a golf club
  2. a worsening of business or economic activity “the market took a downturn”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن