downswing
UKdaunswiŋ
US'dauns'wıŋ
معنی فارسی
نوسان بطرف پايين ،
تنزل کارهاي تجارتي وغيره ، رکود بازار.
معنی کامل و مثالها
/-swiŋ´/n.
● (در مورد زدن چوگان یا ضربه و غیره) ضربه از بالا به پایین، روند نزولی
● (بازرگانی و غیره) تمایل به کسادی
تعریف انگلیسی
noun
- a swing downward of a golf club
- a worsening of business or economic activity “the market took a downturn”