downy
UKdauniː
US'daunı
معنی فارسی
کرک دار کرکي ملايم نرم
معنی کامل و مثالها
/doun´ē/adj.
● (وابسته به یا پوشیده از پرهای نرم و کوچک و یا موی نرم و نازک) نرمپر مانند، نرمپرین، کرکدار، کرکین، پرزدار
the downy surface of a ripe peach
سطح کرکدار هلوی رسیده
● نرم، پفدار و نرم، مانند پرقو، پرین
the downy touch of her hand
تماس نرم دستهای او
تعریف انگلیسی
adjective
- like down or as soft as down
- covered with fine soft hairs or down “downy milkweed seeds”