دیکشنری فارسی

downy

UKdauniː US'daunı

معنی فارسی

کرک دار کرکي ملايم نرم

معنی کامل و مثال‌ها

/doun´ē/adj.

(وابسته به یا پوشیده از پرهای نرم و کوچک و یا موی نرم و نازک) نرم‌پر مانند، نرم‌پرین، کرک‌دار، کرکین، پرزدار

the downy surface of a ripe peach

سطح کرک‌دار هلوی رسیده

نرم، پف‌دار و نرم، مانند پرقو، پرین

the downy touch of her hand

تماس نرم دست‌های او

تعریف انگلیسی

adjective
  1. like down or as soft as down
  2. covered with fine soft hairs or down “downy milkweed seeds”

واژه‌های دیگر با معنی «کرک دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن