دیکشنری فارسی

dozen

UKdouzn US'dʌzən

معنی فارسی

دوجين دوازده

معنی کامل و مثال‌ها

/duz´ǝn/n., pl.

● دوازده عدد، دوجین

how much are eggs per dozen?

قیمت هر دوجین تخم‌مرغ چقدر است‌؟

a dozen eggs

یک دو جین تخم‌مرغ

● (معمولا جمع) زیاد، فراوان، چندین

she had dozens of suitors

او ده‌ها خواستگار داشت.

I have dozens of things to do

خیلی کار دارم.

* by the dozen

دوجینی، دوازده‌تا دوازده‌تا

oranges were sold by the dozen

پرتقال‌ها را دوجینی می‌فروختند.

* the dozens

(خودمانی ـ در میان سیاهان امریکا) شوخی رکیک (لفظی)

تعریف انگلیسی

adjective
  1. the cardinal number that is the sum of eleven and one
  2. denoting a quantity consisting of 12 items or units

مترادف‌ها

adjective
Twelve.

واژه‌های دیگر با معنی «دوجين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن