دیکشنری فارسی

drab (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/drab/n., vi.

● (مهجور)

● (زن) شلخته، شورتی، کثیف و نامرتب

● جنده، روسپی

● جنده بازی کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن