drab (2)
معنی کامل و مثالها
/drab/n., vi.
● (مهجور)
● (زن) شلخته، شورتی، کثیف و نامرتب
● جنده، روسپی
● جنده بازی کردن
/drab/n., vi.
● (مهجور)
● (زن) شلخته، شورتی، کثیف و نامرتب
● جنده، روسپی
● جنده بازی کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن