دیکشنری فارسی

dramaturgy

معنی فارسی

فن درام نويسي ، شبيه سازي ،

فن نمايش دادن داستانها

معنی کامل و مثال‌ها

/dram´ǝ tu_r´jē,drä´mǝ-/n.

● هنرنگارش و به صحنه‌آوری نمایش‌نامه

تعریف انگلیسی

noun
  1. the art of writing and producing plays

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن