drank
UKdræŋk
USdræŋk
معنی فارسی
اشاميد نوشيد خورد سرکشيد مکيد نوشابه خورد مستي کرد عرق خورد
معنی کامل و مثالها
/draŋk/vt., vi.
● زمان گذشته (و اسم مفعول عامیانهی) فعل: drink
she drank two cups of tea
او دو فنجان چای خورد.