draughtsmanship معنی فارسی نقشه کشي طراحي واژههای دیگر با معنی «نقشه کشي» cartography نقشه کشي، ترسيم نقشه designment نقشه کشي، طراح ريزي. drawing board ميز نقشه کشي drawing table ميز نقشه کشي drawing-board تخته نقشه کشي، ميزنقشه کشي plotting paper کاغذ نقشه کشي، کاغذ شطرنجي plotting-paper کاغذ نقشه کشي، کاغذ شطرنجي drawing office دفتر نقشه کشي، دفتر طراحي building inspectorate دفتر نقشه کشي drawing instrument وسايل نقشه کشي، وسايل رسم فني