draw on معنی فارسی نزديک شدن (به)، باعث شدن ، متصل شدن ، عهده کسي برات کشيدن. مترادفها Approach, advance. واژههای دیگر با معنی «نزديک شدن (به)» close with نزديک شدن به دشمن، اخذ تماس با دشمن، درگير شدن با دشمن approach line خط نزديک شدن به ساحل، خط تقرب به دشمن، خط مسير فرود pinning position نزديک به ضربه شدن (کشتي) close in security برقراري تامين در نزديک شدن به دشمن، تامين تقرب به دشمن bear in تمايل اسب به نزديک شدن به جانب کناره، مسير يا نرده ها terrain avoidance ممانعت خودکار هواپيما از نزديک شدن به، زمين، اجتناب خودکار هواپيما از برخورد hear footsteps عدم توجه به وظيفه درنتيجه نزديک شدن حريف close up کاملا افراشته، نزديک شدن به دشمن، تقرب به دشمن approach lane مسير تقرب، مسير نزديک شدن به ساحل، خطوط نزديک شدن به ساحل approach time زمان تقرب هواپيما، زمان نزديک شدن به باند