dreamless
معنی فارسی
عاري از خواب ديدن، بيخواب
معنی کامل و مثالها
/-lis/adj.
● (خواب) عاری از خواب دیدن، بیخواب
a dreamless sleep
خواب بدون خواب دیدن
عاري از خواب ديدن، بيخواب
/-lis/adj.
● (خواب) عاری از خواب دیدن، بیخواب
a dreamless sleep
خواب بدون خواب دیدن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن