dredge (1)
معنی کامل و مثالها
/drej/n., vi., vt.
● وسیله شکار ماهی و صدف در اعماق آب، ته کاو
these fishermen only work with a dredge
این ماهیگیران فقط با ته کاو کار میکنند.
● لایروب، ماشین لایروبی
to broaden this channel, we need several dredges
برای گشاد کردن این آبراه نیاز به چندین دستگاه لاروب داریم.
● (کشتی مجهز به یکی از دو دستگاه بالا) کشتی لایروب، لاروبگر (dredger هم میگویند)
● (با: up) تهکاوی کردن، (در ته آب) دنبال چیزی گشتن، (در اعماق آب) صید کردن
they dredge for oysters
آنها صدف خوراکی صید میکنند.
● لایروبی کردن
they dredged up silt and mud from the river bottom
گل و لای ته رودخانه را بیرون کشیدند.
the harbor still is being dredged for iron scraps and sunken boats
هنوز مشغول تمیز کردن بندر از کشتیهای غرق شده و آهن پارهها هستند.
● (با دستگاه لایروبی) جستجو کردن، (مجازی) دوباره مطرح کردن، (مطلب ناخوشایندی را) پیش کشیدن
instead of dredging up unpleasant past memories, let us enjoy this moment together
بیا به جای یادآوری خاطرات ناخوشایند گذشته دمی با هم خوش باشیم.
he dredged himself for the proper word
در درون خود دنبال واژهی مناسبی گشت.
the important information that has been dredged up from the old files
اطلاعات مهمی که از آن پروندههای قدیمی استخراج شده است