drencher معنی فارسی اب ريزش ، اسبابي که با ان دوابجانوران ميخوارانند واژههای دیگر با معنی «اب ريزش» perfusion ريزش اب پاشي irrigation ابياري، شستشو، گندزدايي بوسيله شستشو infusion ريزش، القا، تزريق affution ريزش، ريختن، پاشيدن (اب برتن بيمارياتعميدگيرنده)