driftage
معنی فارسی
چيزباداورده يا اب اورده ، راندگي ، راندن
معنی کامل و مثالها
/-ij/n.
● رانش، رفتش، انباشتگی (رجوع شود به: drift)
● انحراف، کژراهی
● رانه، (چیزی که آب یا باد آورده است) تل، پشته، توده
تعریف انگلیسی
noun
- the deviation (by a vessel or aircraft) from its intended course due to drifting