drifty
معنی فارسی
داراي انباشتگي رانه گراي رانه دار پشته پشته
معنی کامل و مثالها
/drif´tē/adj.
● دارای انباشتگی (یا دارای تمایل به انباشته شدن)، رانه گرای، رانهدار، پشته پشته
in some places the snow has become drifty
در برخی جاها برف انباشته شده است.