دیکشنری فارسی

drifty

معنی فارسی

داراي انباشتگي رانه گراي رانه دار پشته پشته

معنی کامل و مثال‌ها

/drif´tē/adj.

دارای انباشتگی (یا دارای تمایل به انباشته شدن)، رانه گرای، رانه‌دار، پشته پشته

in some places the snow has become drifty

در برخی جاها برف انباشته شده است.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن