دیکشنری فارسی

drill (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/dril/n., vt., vi.

● مته، پرماه، بهرمه، گردکاو، سنبه

a drill is used to bore holes

مته را برای سوراخ کردن به کار می‌برند.

a dentist's drill

مته‌ی دندانساز

● (با مته) سوراخ کردن، انجیردن، سنبیدن

he drilled a hole in the plate and passed the screw through it

او صفحه را سوراخ کرد و پیچ را از آن گذراند.

● صدای مته، صدای سوراخ کردن

● (نظام) مشق، مشق دادن

the soldiers' drill started at five A.M.

مشق سربازان ساعت پنج بامداد آغاز می‌شد.

new recruits were drilled five hours a day

روزی پنج ساعت به سربازهای جدید مشق نظامی می‌دادند.

● (آموزش از راه مشق و تکرار) تمرین، تمرین دادن، تعلیم دادن، (از راه تمرین و تکرار) آموزاندن، پرهیختن

... there were drills and repetitions night and day

(سعدی) ... شب و روز تمرین و تکرار بود.

I drilled my students in the use of irregular verbs

شاگردانم را در کاربرد افعال بی‌قاعده تمرین دادم.

grammar drills

تمرین‌های دستور زبان

a fire-drill

تمرین مواجه شدن با آتش سوزی

● (انگلیس - عامیانه) روش انجام کار، اسلوب عملکرد، عرف، راه و رسم

● (جانورشناسی) حلزون پرما (Urosalpinx cinerea که آفت صدف‌های خوراکی است)

● (با: into) در مغز کسی جایگزین کردن (با تمرین و تکرار)، توی سر کسی فرو کردن، شیرفهم کردن، ملکه کردن یا شدن

the importance of punctuality should be drilled into their heads

باید اهمیت سر وقت بودن را در ضمیر آنها جایگزین کرد.

● (عامیانه) محکم پراندن، محکم زدن

she drilled the ball over the pitcher's head

گوی را محکم (با چوگان) از بالای سر پرتاب کننده، زد.

I drilled him with a snowball

با گلوله‌ی برف به او زدم.

● (امریکا - خودمانی) با گلوله سوراخ کردن (یا سوراخ سوراخ کردن)

they had drilled his body with bullets

جسدش را با گلوله سوراخ سوراخ کرده بودند.

* drill a well

(با مته‌ی بزرگ) چاه کندن، چاه زدن

* drill for oil (or water)

برای دستیابی به نفت (یا آب) چاه زدن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن