drill (2)
معنی کامل و مثالها
/dril/n., vt.
● (کشاورزی)
● شیار بذر
● (ردیف تخمهای کاشته شده) ردیف بذر
● ماشین بذرکار (که زمین را شیار میکند و تخم را در آن میپاشد و سپس آن را صاف میکند)
● مزرعهی شیار شده، کشت شیاری، گیاه شیاری (که به صورت چندین ردیف شیار شده سبز شده است)