دیکشنری فارسی

drill (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/dril/n., vt.

● (کشاورزی)

● شیار بذر

● (ردیف تخم‌های کاشته شده) ردیف بذر

● ماشین بذرکار (که زمین را شیار می‌کند و تخم را در آن می‌پاشد و سپس آن را صاف می‌کند)

● مزرعه‌ی شیار شده، کشت شیاری، گیاه شیاری (که به صورت چندین ردیف شیار شده سبز شده است)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن