دیکشنری فارسی

drinkable

UKdriŋkəbl

معنی فارسی

نوشيدني اشاميدني خوردني نوشابه مشروب

معنی کامل و مثال‌ها

/driŋk´ǝ bǝl/adj.

● آشامیدنی، خوردنی، قابل خوردن

the foul water was not drinkable at all

آب بدبو اصلا آشامیدنی نبود.

● (معمولا جمع) مشروب، نوشیدنی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. any liquid suitable for drinking “may I take your beverage order?”
  2. suitable for drinking

مترادف‌ها

adjective
Potable, that may be drunk, fit to drink, suitable for drinking.

واژه‌های دیگر با معنی «نوشيدني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن