drive a benefit معنی فارسی سود بردن واژههای دیگر با معنی «سود بردن» make a profit سود بردن profiteer استفاده چي، سود گزاف بردن bring in وارد کردن، اوردن، سود بردن. put upon تحميل کردن بر، استفاده کردن از، سود بردن از nonparticipating شرکت نکننده، ناپيوستار، ناانباز use استعمال، بکار بردن، فايده using استعمال، بکار بردن، فايده lever watch شيوه بکار بردن، اهرم، کار راهرم