دیکشنری فارسی

dromedary

UKdrɔmədəriː US'drɔmə'derı

معنی فارسی

شترجمازه

معنی کامل و مثال‌ها

/dräm´ǝ der´ē/n., pl.

● شتر یک کوهانه (ویژه‌ی سواری)، شتر تندرو، جهاز

تعریف انگلیسی

noun
  1. one-humped camel of the hot deserts of northern Africa and southwestern Asia

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن