دیکشنری فارسی

drone (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/drōn/n., vi.

● (جانورشناسی) زنبور عسل نر

● مورچه‌ی نر

● آدم بیکاره، مفت خور، تن‌پرور، طفیلی

● هواپیمای بی‌خلبان (که با رادیو هدایت می‌شود)، درون

● مفت‌خوری کردن، تن‌پروری کردن

he would rather drone than live by honest labor

به جای کار شرافتمندانه ترجیح می‌داد مفت‌خوری کند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن