drone (1)
معنی کامل و مثالها
/drōn/n., vi.
● (جانورشناسی) زنبور عسل نر
● مورچهی نر
● آدم بیکاره، مفت خور، تنپرور، طفیلی
● هواپیمای بیخلبان (که با رادیو هدایت میشود)، درون
● مفتخوری کردن، تنپروری کردن
he would rather drone than live by honest labor
به جای کار شرافتمندانه ترجیح میداد مفتخوری کند.