دیکشنری فارسی

drone (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/drōn/vi., vt.

● (صدا) وزوز، ورور، (صدای مداوم و یکنواخت مثل صدای بال خرمگس یا اره‌ی برقی)، زر زر

the drone of bees

وز وز زنبورها

the drone of an electric fan

ور ور یک بادزن برقی

● رجوع شود به: bagpipe

● (صدای انسان) بم، باس

● ور ور کردن، وز وز کردن، زر زر کردن

a propeller airplane droned overhead

هواپیمای پروانه‌دار در هوا زر زر می‌کرد.

a droning bee

زنبور وز وز کن (وز وزی)

● (با صدای یکنواخت و ملال آور) گفتن، ادا کردن

the teacher droned for a whole hour

معلم یک ساعت تمام ور زد.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن