drool
معنی فارسی
گليز، اب از دهان تراوش شدن ،
اظهارخوشحالي کردن ، ياوه سرايي کردن ،
ادم احمق.
معنی کامل و مثالها
/drōōl/vi., vt., n.
● (مانند کودک) آب از دهان کسی جاری شدن، گلیز دادن، لیر داشتن، بزاق دادن، خدو دادن، آب به دهان آوردن
the three hungry men drooled at the sight of food
با دیدن خوراک آب از لب و لوچهی سه مرد گرسنه جاری شد.
most babies begin to drool at about four months
در حدود چهار ماهگی اکثر نوزادان شروع میکنند به گلیز دادن.
● (مانند آب دهان) از دهان جاری شدن یا کردن
the soup was drooling from old man's mouth
سوپ از دهان پیرمرد جاری بود.
● (خودمانی) حرف بچگانه (یا احمقانه) زدن، دری وری گفتن
he kept on drooling about his trips
او مرتبا دربارهی سفرهایش چرند میگفت.
● (خودمانی) مردهی کسی (یا چیزی) بودن، (بیش از حد) شوق داشتن
lovers of Persian music drool over her compositions
دوستداران موسیقی ایرانی مردهی آهنگهای او هستند.
● آب دهان، گلیز، بزاق، خدو، لیر، تف
● (خودمانی) حرف بچگانه، حرف بیسر و ته، چرند، دری وری
تعریف انگلیسی
- pretentious or silly talk or writing
- saliva spilling from the mouth
- be envious, desirous, eager for, or extremely happy about something “She was salivating over the raise she anticipated” “Verb Frames:” “Somebody ----s PP” “Sam and Sue drool over the results of the experiment”
- let saliva drivel from the mouth “The baby drooled” “Verb Frames:” “Somebody ----s”
مترادفها
verb neuter
[U. S. and parts of England.] Slaver, drivel, drop saliva.