دیکشنری فارسی

droopy

UKdrouəpiː US'dru:pı

معنی فارسی

زيرافکنده پايين افتاده پژمرده سست ضعيف

معنی کامل و مثال‌ها

/drōō´pē/adj.

● سرآویخته، خمیده، پژمرده

● (عامیانه) بد روحیه، مغموم، خسته

تعریف انگلیسی

adjective
  1. hanging down (as from exhaustion or weakness)

واژه‌های دیگر با معنی «زيرافکنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن