دیکشنری فارسی

drop-kick

معنی فارسی

پازدن بتوپ پس ازانکه انرابادست بزمين

انداخته واندکي از زمين)

تعریف انگلیسی

verb
  1. make the point after a touchdown with a dropkick “Somebody ----s something”
  2. drop and kick (a ball) as it touches the ground, as for a field goal “Somebody ----s something”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن