دیکشنری فارسی

drove (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/drōv/n., vt., vi.

● گله، رمه (در حال حرکت)

a drove of sheep on the Dodge City road to City-Sioux

گله‌ی گوسفند در راه داج سیتی به سو سیتی

● (معمولا جمع) دسته (مردم در حال حرکت)، گروه

droves of people came to see his tomb

دستجات مردم برای دیدن آرامگاه او آمدند.

● (انگلیس - محلی) راه مال‌رو

● (سنگ تراشی) اسکنه‌ی سرپهن، قلم لب پهن -5(با قلم لب پهن سنگ را) صافکاری کردن، صیقل کاری کردن

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن