drove (1)
معنی کامل و مثالها
/drōv/n., vt., vi.
● گله، رمه (در حال حرکت)
a drove of sheep on the Dodge City road to City-Sioux
گلهی گوسفند در راه داج سیتی به سو سیتی
● (معمولا جمع) دسته (مردم در حال حرکت)، گروه
droves of people came to see his tomb
دستجات مردم برای دیدن آرامگاه او آمدند.
● (انگلیس - محلی) راه مالرو
● (سنگ تراشی) اسکنهی سرپهن، قلم لب پهن -5(با قلم لب پهن سنگ را) صافکاری کردن، صیقل کاری کردن