دیکشنری فارسی

drove (2)

معنی کامل و مثال‌ها

/drōv/vt., vi.

● زمان گذشته فعل: drive

he drove the car

او اتومبیل را راند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن