دیکشنری فارسی

drudgery

UKdrʌdʒəriː US'drʌdʒərı

معنی فارسی

جان کني کارپرزحمت

معنی کامل و مثال‌ها

/druj´ǝr ē/n., pl.

خرحمالی، خرکاری، رنج‌بری، جان کنی

the drudgery of work in rug weaving workshops

مشقت کار در گارگاه‌های فرشبافی

مترادف‌ها

noun
Hard or toilsome work, ignoble toil, mean labor.

واژه‌های دیگر با معنی «جان کني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن